یاداشت حمید نورشمسی در تهاران امروز
به بهانه انتشار تازهترین مجموعه داستان محمد جواد جزینی تفاوت داستاننویسی تا آموزش نوشتن
حمید نورشمسی
تهران امروز
«کسی برای قاطر مرده گریه نمیکند» تازهترین مجموعه داستان جواد جزینی است. نویسنده و منتقد حوزه ادبیات داستانی که در سالهای اخیر بیشتر از نوشتن در رابطه با تدریس نویسندگی و چگونه نوشتن شناخته شده است.
ادامه مطلب
مصاحبه با روزنامه فرهیختگان
مصاحبه با روزنامه فرهیختگان درباره "کسی برای قاطر مرده گریه نمی کند"

مجتبا پورمحسن: جواد جزینی، قصهنویس و مدرس داستاننویسی، حدود ۲۰ سال است که در حوزه هنری داستان تدریس میکند. به همین دلیل است که هنگام مصاحبه، گاهی یادش میرفت که در یک مصاحبه شرکت کرده و همچون یک معلم، درسهایش را طرح و تکرار میکرد. تازهترین اثر داستانی جزینی، مجموعه داستان «کسی برای قاطر مرده گریه نمیکند» اخیرا توسط نشر ققنوس منتشر شده است. با او درباره این کتاب گفتوگو کردم.
به نظرم میآید بعضی از داستانهای این مجموعه صرفا توصیف یک موقعیتاند. مثلا در داستانهای «سه راه مرگ» یا «سرباز و قمقمه خالی» یا آزندگی سگی» بدون پایانبندیاش؛ اینها چنین موقعیتی دارند. یک مقدار در این مورد توضیح میدهید؟
گونههای داستان خیلی خیلی متنوع است، گاهی وقتها روایت یک موقعیت احساسی است، گاهی وقتها روایت یک موقعیت دراماتیک است. بسته به نوع داستان و به تکنیک داستان و درونمایهای که ممکن است نویسنده به کار ببرد، از این موقعیتها استفاده میکند. اینها نوعی شگرد داستانی است. البته خوانش واقعی و نقد واقعی را خواننده انجام میدهد، یعنی اوست که میخواند و قضاوت میکند. ممکن است بعد در نقد حرفهای در این مورد بحث کنیم که کدام یک از این تکنیکها متناسب با آن اتمسفر و با آن درونمایه بوده باشد. این یک بحث دیگر است البته.
دعوت به خواندن ،کسی برای قاطر مرده گریه نمی کند
روزنامه آرمان .دوشنبه شانزده اسفند
حسن محمودی :هر ۲۱ داستان کوتاه مجموعه داستان « کسی برای قاطر مرده گریه نمی کند» نوشته محمد جواد جزینی کارهای قابل تاملی هستند که خواندن تک تک شان خالی از لطف نیست. براین نکته تاکید دارم. مهم ترین دلیلم هم لذتی است که از خواندن شان نصیبم شده است. این حرف را در حالی می زنم که بنابرعلاقه و حرفه ام، به طور متوسط هفته یی یک مجموعه داستان ایرانی یا خارجی می خوانم. « کسی برای قاطر مرده گریه نمی کند» بی اغراق یکی از دوست داشتنی ترین مجموعه داستان هایی است که در سال جاری اجازه ی انتشار یافته است.
اغلب داستان های این مجموعه که انتشارات ققنوس منتشرشان کرده، در قیاس با مجموعه داستان های دیگر، کوتاه تر از حد انتظارند. نمی شود به این راحتی روی یکی از داستان ها دست گذاشت و گفت این یکی ضعیف تر از بقیه است. اما می توان گفت که این چند تا داستان از همه بهترند. با آن که سبک و سیاق داستان نویسی جزینی در این مجموعه یک دست است، موضوع های بکری که دستمایه ی نوشتن قرار می دهد، مخاطب را وامی دارد که قید خواندن هیچ کدام شان را نزند. در مجموعه داستان « کسی برای قاطر مرده گریه نمی کند» با داستان هایی شسته و رفته روبه روییم که به لحاظ نثر و زبان، تبحر و استادی نویسنده اش را نشان می دهد. ویژگی بارز و برجسته ی دیگر داستان های این مجموعه، ایجاز است. ایجاز در برخی از این داستان ها، خود به نوعی شگرد تاثیرگذار تبدیل می شود. او نوعی از داستان را برای مخاطب خود به یادگار می گذارد که پیش از آن که داعیه ی نوع آوری در ساختار داشته باشد، به دنبال تاثیرگذاری با خلق لحظات ناب است. نه خبری از ساختارهای پیچیده یی است که دست آخر چیزی دستگیرمخاطبش نمی کند و نه به ورطه ی پرگویی افتاده است. کاری که او در این مجموعه کرده است، یادآور داستان های ساده و ماندگاری است که متعلق به دوره ی اوج کوتاه نویسی است.
« کسی برای قاطر مرده گریه نمی کند» نمونه یی درخشان از داستان مینی مالیستی در داستان نویسی فارسی است.
جزینی سال های متمادی است که داستان نویسی تدریس می کند. شاگردان موفق اش شاهدی براستادی او در این ورطه است. این نکته در تک تک داستان های این مجموعه مشهود است. تمامی مولفه ها و عناصر داستان نویسی به همان گونه یی در این داستان ها حضور دارند که مدرسان داستان نویسی عادت دارند، آن ها را در کلاس های آموزش خلاق داستان نویسی به هنرجوهایشان بیاموزند. اشتباه نکنید با یک مجموعه ی ملال آور و عصاقورت داده روبه رو نیستید. این بار با معلمی روبه رو هستیم که داستان را به همان خوبی که تدریس می کند، نوشته است.
A book on minimalist and detective stories published
A book on minimalist and detective stories published
Javad Jazini's new research book about "Familiarizing with Minimalist and Detective Stories" was published
ادامه مطلب
داستانی تازه جواد جزینی منتشر میشود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، جزینی درباره این اثر داستانی گفت: این کتاب دربرگیرنده داستانهایی است که روایتهایی از زندگی امروزه با محوریت اجتماعی و عاطفی دارند و از زوایای دید متنوع روایت میشوند.
وی افزود: در این مجموعه 25 داستان گنجانده شده که اغلب دستمایههایی اجتماعی و عاطفی دارند و به طرح مسایل و دغدغههای انسانی در مواجهه با موضوعات اجتماعی، عاطفی و سیاسی روز پرداختهاند.
این داستاننویس همچنین اضافه کرد: برخی از داستانهای این کتاب نیز در ارتباط با حاشیههایی تلخ از جنگ ایران و عراق نوشته شدهاند و روایتهایی از شرح حالها و دلمشغولیهای انسانهای مرتبط با مسایل جنگی دارند.
جزینی همچنین این مجموعه را حاصل تمایل تازهاش به تجربههای جدید زبانی و تکنیکمحور در حیطه داستاننویسی دانست.
«کسی برای قاطر مرده گریه نمیکند»، «مسافران اتاق شماره 17»، «مردها فقط در ساحل زنده میمانند»، «سه راه مرگ»، «سرباز قمقمههای خالی»، «زنی با کفشهای پاشنه بلند» و «ستارخان کسی را دوست ندارد»، نام برخی داستانهای این مجموعهاند که به زودی از سوی انتشارات ققنوس راهی بازار کتاب میشود.
خبرانتشار کتابی درباره داستانهای مینیمالیستی و پلیسی

به نقل ازسایت بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان
جزینی کتاب «آشنایی با داستانهای مینیمالیستی و پلیسی» را بخشی از یک اثر مفصل پژوهشی در این زمینه دانست و گفت: این کتاب اثری آموزشی نیز به شمار میآید که برای علاقمندان و در جهت آشنایی ایشان با ادبیات داستانی و انواع ژانرهای داستان کوتاه نوشته شده است.
وی افزود: در ادامه انتشار این کتاب به صورت گام به گام، سلسله کتابهایی که احتمالا ده جلد خواهند بود، در حوزه «داستان کودک و نوجوان»، «داستان رئالیسم جادویی»، «داستان جریان سیال ذهن»، «داستان اقلیمی» و «داستان مدرن و پست مدرن»، برای آشنایی علاقمندان منتشر خواهد شد.
جزینی در بخش «به جای مقدمه» در این کتاب آورده است: «مینیمالیسم یک جریان انتقادی هنری بود که علیه مکتب ماکسیمالیسم سامان گرفت. مینیمالیستها در فشردگی و ایجاز تا آنجا پیش میروند که فقط عناصر ضروری اثر، آن هم در کمترین، سادهترین و کوتاهترین شکل باقی بماند..
وی در بخش پایانی این مقدمه نوشته:
«در این کتاب کوشیدهام بدون برخورد تجویزی، به بررسی تحلیلی ساختار داستانهای مینیمالیستی و پلیسی بپردازم و روشن کنم که این شیوههای داستانی چیست، از کجا آمده، چگونه شکل گرفته و در چه چیزی تحول ایجاد کرده است؟»
«ریختشناسی داستانهای مینیمالیستی» و «ریختشناسی داستانهای پلیسی»، از دیگر بخشهای این کتابند.
«آشنایی با داستانهای مینیمالیستی و پلیسی»، نوشته محمدجواد جزینی، پاییز امسال(89)، به شمارگان1000 نسخه از سوی انتشارات «نیلوفر سپید» منتشر شد. این کتاب 71 صفحهای با قیمت 1800 تومان ارایه میشود.
حرفهای تازه ای درباره عشق
نگاهی به مجموعه داستان "آمده بودی برای خداحافظی" نوشته میترا صادقی

همیشه خواندن داستان هایی که زن ها می نویسند من را به هراس می اندازد .هراس و نگرانی از این که تصور می کنم دنیای برآمده از جهان آنها ،مملو از کلیشه ها ، پیش فرض ها و شکواییه های احساساتی زنانه است. البته باید اعتراف کنم که بندرت گاهی ( البته فقط گاهی ) این تصور درست از آب در نیامده . یکی از همین استثنا ها ، مجموعه داستان "آمده بودی برای خداحافظی" نوشته «میترا صادقی »است که به تازگی از سوی نشر ثالث منتشر شده است. این کتاب سیزده داستان کوتاه دارد که هم به لحاظ فرم و هم به جهت درونمایه با آثا رقبلی نویسنده تفاوت بسیار دارد.
«صادقی» نوشتن را با چاپ چند مجموعه داستان برای کودکان و نوجوانان آغاز کرد. مجموعه هایی مثل "گهواره سبز" و "آفتاب مهربانی"که در واقع نوعی روایت معنوی را باز می گفت. بعد ها درمجموعه هایی مانند "مثل صدای پرنده"، "بی من به بهشت نرو"، "صاحب شبهای مین"، "پرندههای آبی مجنون" و ... به جنگ پرداخت .اما او در این مجموعه به تجربه های تازهای در فرم و زبان رسیده است. اگر چه مضمون اصلی اکثر داستانهای مجموعه "آمده بودی برای خداحافظی" مثل بسیاری از بانوان داستان نویس ، درباره زنان است؛ اما زنانی که او به ترسم سیمای فراموش شده آنها می پردازد در روزگار امروز و در پیچ و خم تحولات معاصر برای دستیابی به آنچه میخواهند داشته باشند و برای بدست آوردن آنچه از دست دادهاند در ستیزند.
داستان ها ی این مجموعه ساختاری واقع گرایانه دارند.و به لحاظ پرداخت.، صیقلی شدن زبان وپرداخت به گونه داستان های «مینی مالیستی» شباهت دارند.عشق کلید گشایش موقعیت های داستانی این مجموعه است.در برخی داستان ها ،این عشق در گذشته ای دور سامان گرفته وگاه نوستالوژی آن بازگومی شود.ودربعضی بزنگاه داستان در کوران یک عشق جلوه گر می شود. داستان «آمده بودی برای خداحافظی» که نام مجموعه نیز از آن گرفته شده از دیدگاه زنی به نام «اوین» روایت می شود.او برای ملاقات شوهرش آمده که حال اسیر است.« اوین» خیلی زود یکی از آنها را می شناسد. شوان از دوستان خانوادگی سالهای دورش بوده . وگره مهم داستان شکل می گیرد. اگر چه داستان در یک پس زمینه پر خشونت جنگی شکل می گیرد خیلی زود بارقه های عاطفی داستان پدیدار می شود.
« پترن » داستان بر تضاد ها استوار است. این تضاد تنها در زمینه داستان خلاصه نمی شود. شخصیت داستان هم در یک مثلث عاشقانه قرار می گیرد.پیرنگ دائم در حال تغیر است.عنصر زبان هم در عاطفه ی داستان بی تاثیر نیست.
داستان « لابد زنی هنوز روی سنگ غسال خانه خواب است » موقعیتی بسیار تازه وپرداختی بیاد ماندنی دارد.راوی داستان درانتظار مرگی سخت ووحشت بار قصه اش را از توی غسالخا نه برای ما باز می گوید.قصه ای که حکایت از پیش داوری وابهام دارد.
صادقی در این مجموعه نشان می دهد اگر چه دغدغه اصلیش مسایل زنان معاصر است، امااین تمایل او را از پرداختن به عمده ترین رویداد های اجتماعی دور نمی کند.
جنگ اما همچنان بر داستان صادقی سایه دارد اگر چه در این مجموعه بیشتر تاثیر و پیامد آن را، در سالها ی دور تر از جنگ بازگو می شود ، اما همچنان بعنوان بن مایه ها داستانی او حضور دارد.داستان « بانو »،« سفر به تاریکی »،«آمده بودی برای خداحافظی»و...همین دستمایه را دنبال می کند.
درچه زادگاه من
شهر درچه با جمعیتی حدود چهل و سه هزارو دویست نفر در غرب شهر بزرگ اصفهان قرار گرفته است فاصله این شهر تا مر کز استان 15کیلومتر می باشدو مختصات 51 درجه و سی و سه دقیقه و 3 ثانیه طول شرقی و 32 درجه و26 دقیقه و 45 ثانیه عرض شمالی واقع شده است.
این شهر از طرف شمال به جاده اصفهان-نجف آباد و از ضلع شرق به محدوده قانونی شهر اصفهان از طرف جنوب به اتوبان ذوب آهن و محدوده قانونی شهرستان فلاورجان و از غرب به روستای تیرانچی محدود می شود و ازنظر تقسیمات کشوری تابع شهرستان خمینی شهر میباشد و دارای آب و هوایی با تابستانهای معتدل و زمستانهای سرد است و میانگین دما حداقل 6 و حداکثر 30 درجه سانتیگراد می باشد.
بارندگی در شهر درچه از جریانات مدیترانه ای متاثر می شود و بارش ها از آبان ماه شروع و تا اردیبهشت ماه ادامه دارد و میانگین بارندگی در طول سال بیش از 180 میلی متر است
